عبد الحي حبيبى
65
تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )
زير از نتبيل و زنا و عروضا در ان نمىگنجد . ثالثا : تازيان داستانهاى مقاومتها و پيكارهاى رتابله را رد سيستان و رخد و زابلستان شنيده بودند كه به قوت و سلابت تام لشكرهاى متهاجم تازى را محو ميكردند ، و قراريكه گذشت جيش الطواويس عرب را از بين بردند ، چون اين نام بطور اسم هيرو شهرت يافته بود تازيان آن را بر فرزندان خد نيز مىنهادند ، چنانچه يكنفر محدث معروف رتبيل بن صالح نيز وجود داشت كه علاوه زبيدى در شرح قاموس تحت مادهء الرتبل ذكر او را آورده « 1 » و علامه ذهبى احاديث فراوان را ازو نقل نموده است « 2 » از تمام اين دلايل لغوى و ادبى ثابت مىآيد ، كه اصل اين نام رتبيل بود ، زيرا كلمهء ثقيل زنتبيل كه مرحوم بهار آن را اصل كلمه پنداشته در وزن عروضى بيت و قصيدهء مذكور نمىگنجد ، و اگر آن را زنبيل فرض كنيم پس در تحت مادهء الرتبل نمىآيد و چنانچه گذشت لغويان عربى ماده زنبيل را جداگانه آورده و در ان علمى را به شكل زنبيل ذكر كردهاند . چون اين كلمه از عرب يا فارس و ماوراء النهر بافغانستان نيامده ، و ريشهء آن در السنهء آن ديار وجود ندارد ، بنابران آن را يك كلمهء داخلى و مربوط به السنهء مقامى افغانستان بايد پنداشت ، و ريشهء آن را هم در زبانهاى اين سرزمين جستجو بايد كرد . تجزيهء تخمينى نام چنين حدس ميتوان زد كه جزو آخرين كلمه ( پيل ) باشد و طوريكه راورتى گويد با ( پال ) كه در آخر اسماى پنبتو و هندى مىآيد همريشه خواهد بود ، و بدين صورت املاى اصلى آن ( رتپيل ) باشد كه بنابر عدم وجود فرق ( ب و پ ) در املاى عربى و فارسى كلاسيك همواره ( رتبيل ) به باء موحده نوشته شده است .
--> ( 1 ) - تاج العروس مادهء الرتبل . ( 2 ) - مشتبه النسبه علامه ذهبى ، به استفاده از مقالهء دكتور بلوچ چون 1958 م . در منتهى الارب 2 / 92 نام اين محدث صالح بن رتبيل است .